تبليغاتX
به وبلاگ من خوش آمدید

عید نوروز در استان گیلان

 ایرانیان از قدیم‌الایام در آستانه بهار و سال نو در هر گوشه‌ای از ایران طبق سنت‌های خاص خود به استقبال از تغییر طبیعت می‌رفتند و این رسوم تا كنون نیز كماكان حفظ شده و سرزمین گیلان هم از این قاعده مستثنی نیست. سال‌های نه چندان دور نوروزخوان‌ها از اولین روزهای ماه اسفند هر سال تا قبل از تحویل سال جدید نوروزخوانی می‌كردند. آنها معمولاً شب هنگام حركت می‌كردند و یك چراغ و یك چماق برای دیدن راه و زدن سگ‌ها همراه داشتند و در كوچه‌ها می‌گشتند و به هر خانه‌ای سر می‌زدند، شعر می‌خواندند و شیرین زبانی می كردند. گروه نوروزخوان‌ها غالباً از ۳ نفر تشكیل می‌شد و یكی از آنها به عنوان سرخوان شعر نوروز را به این شكل می‌خواند: فصل بهاران آمده گل در گلستان آمده مژده دهید ای دوستان نوروز سلطان آمده آن دو نفر دیگر تكرار می كردند و یك نفرشان كوله باری هم بردوش داشت كه هدیه‌های مردم را در آن جمع می كرد. مردم آمدن نوروزخوان‌ها را به خانه خوشان خوش شگون می‌دانند و سرانجام دعا و آرزوی سالی خوش همراه با سلامتی را برای اهل خانه بدین گونه ابراز می‌كردند: به حق سوره یاسین و عمران به حق حرمت آیات قرآن به حق آن تن شاه شهیدان بلا را دور از این خانه بگردان مراسم نوروزخوانی اگر چه پس از سالها رنگ باخت و جای خود را به رسومات جدید و ماشینی داد، اما هنوز تعدادی از روستاهای گیلان به همان سنت نوروزخوانی به استقبال بهار می‌رونداجرای نمایش‌ها و كشتی گیله مردی از جمله آئین‌های سنتی در گیلان است كه هنوز پس از گذشت سال‌ها در بسیاری از مناطق به‌ویژه روستاهای این استان با شور و نشاط خاصی برگزار می‌شود. ▪ كشتی گیله مردی همان كشتی روستایی است كه براساس موازین پهلوانی ایرانی انجام می‌گیرد و از مقررات جدید پیروی نمی‌كند. این بازی با آداب خاصی كه ریشه در اعتقادات مذهبی دارد شروع می‌شود، روی به سوی قبله آوردن، نیایش خالق هستی، در جهت و جانب مرقد امام رضا(ع) گردیدن و انگشت یا دست ادب برخاك نهادن از ویژگی‌های این ورزش سنتی است. مسابقات كشتی گیله مردی در جشن ها، اعیاد و اغلب پس از ایام كشاورزی در مناطق مختلف استان گیلان برگزار می‌شود. ▪ لافند بازی این ورزش به نام های مختلف سن بازی، داربازی، ریسمان بازی، لافند بازی و بند بازی در ایران رواج داشته است. نقش های ایفاگر در این ورزش عبارتند از: بند باز یا پهلوان، یالانچی یا شیطانك كه وردست پهلوان است، سرناچی دهل زن یا نقاره زن در این بازی كه به هنگام جشنهای مختلف و با دعوت اهالی برگزار می‌شود. پهلوان با ذكر دعا به درگاه خداوند، بالای دار می‌رود و با چوبی كه به منظور حفظ تعادل خویش در دست می‌گیرد از روی طناب رد می‌شود. در همین موقع یالانچی یا شیطانك با حركات خنده آور خود مردم را سرگرم می‌كند و نوازندگان سرنا و نقاره به نواختن آهنگ‌های محلی شاد و هیجان انگیز می پردازند. لافند بازی در روستاهای جلگه ای گیلان طرفداران فراوانی دارد. ▪ ورزا جنگ ورزا به گویش‌های محلی گیلان به گاونر گفته می‌شود البته گاونری كه برای جنگ استفاده می‌شود از ویژگی‌های خاصی برخوردار است. نمایش ورزا جنگ عمدتاً در نواحی جلگه‌ای گیلان در شهرستان‌های فومن، انزلی، صومعه سرا، رشت، ‌لاهیجان، سیاهكل و رودسر انجام می‌گیرد. در هنگام جنگ پس از آمادگی‌های اولیه، گاوهای نر را برای نبرد با یكدیگر به میدان می‌فرستند و صاحبان آنها از مردم پول جمع می‌كنند، برخی برسر این بازی شرط بندی می‌كنند كه همین كار باعث شد تا محدودیت‌هایی در اجرای این نمایش فرهنگی اعمال شود. پاییز و اوایل زمستان بهترین موقع ورزا جنگ است چون در این زمان گاوها از قدرت جسمانی كافی برخوردار هستند. این نمایش محلی ریشه در باورها و اعتقادات مردم گیلان داشته و با نوع نگرش و شیوه زندگی اجداد و نیاكان ما پیوند عمیق دارد. ▪ نمایش عروس گوله این نمایش یكی از نمایش‌های بسیار جالب و دوست داشتنی است كه پیش از نوروز در شهرها و روستاهای گیلان به اجرا درمی‌آید. نقش‌های این نمایش عبارتند از: ۱) عروس( مردی كه لباس زنانه و رنگارنگ می‌پوشد و با آرایش سروصورت خود را به شكل عروس در می‌آورد( ۲ پیربابو(پیربابا( ۳ غول ۴) دایره زنگی نواز(دیاره زن( ۵ كولبارچی(كسی كه برنج و سایر هدایای مردم را نگه می‌دارد( ۶ دو یا سه نفر هم به عنوان سیاهی لشكر هستند كه به آنها تكل یا همراه می‌گویند موضوع نمایش از این قرار است كه غول و پیربابا هر دو عاشق عروس هستند و برای به چنگ آوردن او با همدیگر مبارزه می‌كنند، غول رقص كنان به طرف عروس می‌رود و پیربابا راه او را می‌بندد و مانع رسیدن او به عروس می‌شود. غول برمی‌گردد و به پیربابا حمله می‌كند و در این حمله و گیرودار حركات غیرارادی و خنده‌دار می‌كند كه مردم شادی كنند. گروه نمایش عروس گوله به همه خانه‌ها سرمی‌زند و در پایان هركس به اندازه وسع خود برنج، پول و تخم مرغ به آنها می‌دهند. این نمایش در حال حاضر نیز در تعدادی از روستاهای گیلان رواج دارد

+ نوشته شده توسط کمیل در جمعه سوم اسفند 1386 و ساعت 12:51 |

 جشن  نوروز، در ایران  باستان

 

 

نوروز، جشن ايرانيان از روزگاران كهن پر شكوه ترين جشن بهاری در جهان بوده است. نوروز بهارانه ای  است كه روايت های تاريخ درباره پيدايش آن بسيار گوناگون است  نوروز جشن شروع  فروردين يا  « فرودگان »  است كه ياد آور  اجداد و نياكان ما بود و چنان مي پنداشتند كه در پنج شب  ، ارواح پاك مردگان ، برای ديدار وضع  زندگي و  احوال  بازماندگان  به  زمين فرود  مي آيند و در خانه و آشيانه خويش  سرگرم تماشا وسركشي  مي شوند . اگرخانه روشن و پاكيزه و  ساكنان آن  راحت وشاد باشند ، ارواح مسرور و سر افراز برمي گردند. اما درغير اينصورت ، آنان غمگين وناراحت به منزلگاه خويش باز مي گردند وتا سال آينده به انتظار مي نشينند .
درباره  پيدايش  نوروز در روايتي ديگر  چنين آمده است كه نيشكر را جمشيد در اين روز يافت و مردم از كشف خاصيت  آن متحير شدند  . پس  جمشيد  دستور داد تا از  ( شهد آن ) شكر ساختند و به مردم هديه دادند . از اين رو ، آن را نوروز ناميدند .  همچنين روايت شده كه اهريمن ، بلای خشكسالي و قحطي را بر زمين فرو نشانيد . اما جمشيد به جنگ با اهريمن پرداخت و عاقبت او را شكست داد . آنگاه خشكسالي،  قحطي ونكبت را بر روي زمين از ريشه بخشكانيد و به زمين بازگشت با بازگشت ويدرختان و هر نهال و چوب خشكي سبز شدند . پس مرد م اين روز را    « نوروز » خواندند و هر كس به يمن و مباركي در تشتي جو كاشت و اين رسم سبزه  نشانيدن در ايام نوروز از آن زمان به امروز باقي مانده است . در خيام نامه آمده است :چون از اميري جمشيد 421 سال گذشت ، جهان  از او يكسره  راست  همي آمد .ايران و ايرانيان هم مطيع و مريد او شدند تا بفرمود گرمابه های بسيار ساختند و سيم  و زر  از معادن بر آوردند  و ديبای  ابريشمي  بافتند كه آن  روز ،  روز  اول « حمل » بود . پس جشني  بر پا ساخته و  نوروزش  نام  نهاد   تا  هر  سال  چو فروردين  آيد ، آن روز را جشن گيرند . در ميان اقوام آريايي كه وارد ايران شدند ، جشن سال نو در اصل به دو شكل زير بوده است :

 آرياييها در روزگاران باستاني دارای دو فصل گرما و سرما بودند . فصل سرما شامل دو ماه و فصل گرما شامل ده ماه مي شد .  ولي پس از مدتي ،  تابستان داراي هفت ماه و زمستان داراي پنج ماه شد . در هر يك از اين دو فصل جشني برگزار مي كردند كه هر دو اين جشنها را آغاز سال نو تلقي مي كردند . در جشن  اول كه به هنگام  آغاز فصل گرما  يعني به هنگامي كه گله ها را  از آغل به چمنهاي سبز و خرم مي كشانيدند و از ديدن چهره گرمابخش خورشيد شاد مي شدند. جشن دوم با شروع سرما آغاز مي شد . در اين ايام گله را به آغل باز مي گرداندند و با توشه هاي اندوخته از آنها نگهداري مي كردند . بر اساس شواهد و قرا ئن ، جشن نوروز حتي به هنگام تدوين بخش كهن اوستا نيز در آغاز بهار بر پا مي شده و شايد به نحوی كه اكنون بر ما معلوم نيست آن را در برج مزبور ثابت نگاه مي داشتندعيد نوروز شش روز متوالي دوام  داشت و در اين روزها ،  سلاطين بار عام مي دادند و نجبای  بزرگ و  اعضای خاندان  خود را به  ترتيب  مي پذيرفتند و به حاضران  عيدی مي دادند . در روز اول سال مردم زود از خواب برمي خواستند ،  به كنار نهرها و قناتها و خود را مي شستند و به يكديگر آب مي پاشيدند و شيريني تعارف مي كردند . صبح قبل از آنكه كلامي  گويند ، شكر يا عسل مي خورند و برای حفظ بدن از نا خوشي ها و بدبختي ها روغن به تن مي ماليدند

اما  نوروز ،  پس از مرگ جمشيد  نيز به حيات خود  ادامه  داد .  در معنا  ، نوروز ، از   هجمه ها و حمله هاي يونانيان ، اعراب ، تركها ومغول ها جان به در برد . و نوروز ثابت كرد كه مهم ترين  جشن  فرهنگي  ميليون ها  ايراني است كه در درون ايران  زندگي مي كنند

 

 

 هفت سين

هفت سين ، هفت واژه كه با حروف  « سين » شروع مي شوند نيز از سنت های جالب نوروز است . در زمان امروز ، هفت سين مشخصاً معاني استعاره اي خاص خود را دارد : سمنو ، جوانه هاي گندم كه طي مراسم خاصي پخته مي شود . سيب ، سنجد ، سير . زرتشتيان ،  اوستا  ، كتاب  مقدس  آسماني  خود را در رأس  سفره  هفت سين  قرار  مي دهند . تخم مرغ های رنگين ، گلاب ، سكه ، طلا ، ماهي قرمز در آب ، آينه ، شمع و هر يك از اين موارد سمبل و نماد تولد ديگر باره بهاران است . در اساطير  ايراني در ارتباط با نوروز ،  جوانه ي گندم  و عناب ،  نشانه و سمبل   زايش ديگر باره بهاران است و سبزی ، سكه ، و سركه سمبل و نماد افكار نيك ، كردار نيك ، خدا پرستي ، نيك بختي ، جاودانگي و داد و دهش است كه به باور زرتشتيان ، زرتشت پيامبر، آنها را از جمله صفات اهورا مزدا دانسته است

+ نوشته شده توسط کمیل در جمعه سوم اسفند 1386 و ساعت 12:50 |

لحظه تحويل سال 1387 هجري شمسي

لحظه تحويل سال 1387 هجري شمسي به ساعت رسمي جمهوري اسلامي ايران:

ساعت 9 و 18 دقيقه و 19 ثانيه روز پنج‌‌شنبه 1 فروردين 1387 هجري شمسي

مطابق 12 ربيع‌الاول 1429 هجري قمريو 20 مارس 2008 ميلادي

+ نوشته شده توسط کمیل در جمعه سوم اسفند 1386 و ساعت 12:48 |
که نیلوفرانه دوستت می دارم / به آنکه حتی دشنه اش را عاشقم / چون دوست می دارم /

حتی آفتاب هم که بر پوستت بگذرد / من می سوزم / پاییز از حوالی حوصله ات که بگذرد / من زرد

می شوم / روسری زردت که از کوچه عبور می کند / عاشق می شوم و تا گفش های رفتنت جفت

می شوند / غریب می مانم / و تنها وقتی گریه ای گمان نمی برم در تو / من سبز می مانم

+ نوشته شده توسط کمیل در سه شنبه سی ام بهمن 1386 و ساعت 21:56 |
زیر باران / در فراسوی زمان / لحظه ها بی پایان / با وجود یادت سالها می گذرد / من را باور کن /

سبزی روح منی / ذهن من میداند / تو تمنای زمستان ز فراغ گل یاسی /

ای بهارم این درختان همگی منتظرند .

+ نوشته شده توسط کمیل در سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386 و ساعت 13:8 |
+ نوشته شده توسط کمیل در دوشنبه یکم بهمن 1386 و ساعت 16:11 |


Powered By
BLOGFA.COM